رویای زندگی من(آدرس جدید)
  
 آدرس جدید
 
مرداد 1386
ش ی د س چ پ ج
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30 31    
 
آرشیو
موضوع بندی

Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
جمعه 19 مرداد ماه سال 1386
وبلاگ جدید من

برای رفتن به وبلاگ جدید من خواهش میکنم که اینجا رو کلیک کنین:

رویای زندگی من


 
شنبه 19 خرداد ماه سال 1386

 
جمعه 18 خرداد ماه سال 1386
من و مسابقه
من و مسابقه

چرا همیشه باید تو مسابقه هایی  شرکت کنیم که بقیه برامون طراحی میکنن؟خوب بگذارین بگم که میخوام چیکار کنم. منم میخوام یه موضوعی رو طرح کنم که شاید برای همه ما یه جورایی یکی از بزرگترین اتفاقاتیه که توی زندگیمون افتاده.اونم وبلاگ نویسیه !

اولین باری که نوشتین چه روزی بود .چه حسی داشتین و چرا تصمیم گرفتین بنویسین ؟ میدونستین که خدا این استعداد بزرگ خدادادی رو تو وجود شما گذاشته یا اینکه اصلا خبر نداشتین؟

خوب من برای گرم کردن موضوع دوازده سرزده نفری نفر رو به بازی دعوت میکنم .شما ها هم هر کدوم پنج نفر رو به بازی دعوت کنین تا ببینیم چی میشه.

در ضمن من خودم در بازی شرکت نمیکنم تا یه آدم خیر خواه و جوانمردی پیدا بشه و من رو هم مثل بقیه به بازی دعوت کنم. ایشالا که همه قبول کنن و تو بازی ما شرکت کنن.

با تشکر

قربون همه تون :مانی

 

 

 

خاطرات یک تدوینگرجوان

کاکتوس

نیلوفر مرداب

آدمک باران

مرجان

مهربانی

گیلاس خانومی

مهسا

هستی

باران

Some One

تیدآ

نیوشا

 

 

در ضمن این دو پست پایینی من رو حتما بخونین امروز اپ لود شدن و حیفه از دس برن خودم خیلی دوستشون دارم.


 
جمعه 18 خرداد ماه سال 1386
این خانومهای نازنین

خوب من بازم جا به جا شدم البته فقط و فقط به دلیل جبری که بلاگ اسکای هر ماه داره به من وارد میکنه  گند این قصه غمناک فیلترینگ اونقدر بالا اومده که ............

بگذریم . من تصمیم گرفتم بحثم در مورد خانومها رو ادامه بدم و از اونجا که تو این چند روز به این نتیجه رسیدم که اصلا دلیلی نداره که من بخوام حرفام و نوشته هامو توجیح کنم بنا بر این بی هیچ حرفی میرم سر دنباله بحثم و  اگر هم دوستان عزیزی هستن که عقیده دارن من باید این موضوع رو نه فقط معطوف به خانوم ها بلکه بایستی که  به کل انسها تعمیم بدم همین جا البته خیلی محترمانه خدمتشون عرض میکنم که شما ها تشریف ببرین زحمت بکشین و در وبلاگتون در مورد کل انسانها و یا راحت تر بگیم در مورد آقایون و ایرادهاشون  بنویسید از نظر من این بحث فقط و فقط به خانومها مربوط میشه و هیچ دخلی به آقایون نداره یا حداقل خیلی کمتر داره و دوستان زیادی هستن که دست به قلمشون خیلی عالیه و اصولا میتونن ایرادهای آقایون رو که اتفاقا خیلی هم زیاده  رو به خوبی نمایش بدن و چرا که نه؟؟؟؟؟؟؟

اصلا چرا نیایم و ایرادهای جنس مخالف رو از نظر جنس مخالف مورد بررسی قرار بدیم ؟؟؟؟اگر کسی دوست داشت که در این بحث شرکت کنه من حاضرم لینک یا  کل مطلبش و اصلا هر توضیحی که در این مورد داشت رو براش روی رویای زندگی من آپ لود کنم.

 

بگذارین ببینم اون روز یه سری از ایرادات خانومها رو براتون مثال زدم و امروز دوس دارم این کارو ادامه بدم.حتما تا حالا تو چت رومهای یاهو به خانومهایی بر خوردین که وقتی چند دقیقه ای باهاشون حرف میزنین متوجه میشین که دارن در یک لحظه با چندین نفر حرف میزنن و در حقیقت دارن به شما نشون میدن که حاضز نیستن هیچ فرصتی یا در حقیقت هیج مردی رو از دست بدن و در ضمن اونقدر این کار رو ناشیانه انجام میدن که همه آقایون متوجه این کار زشت اونا میشن. حالا اون وسط یه بابایی پیدا میشه و از اون خانوم میپرسه:

-          خانم اگه کار دارین و یا اگه سرتون شلوغه من مزاحمتون نمیشم و میرم و یه موقع دیگه میام!!

خانمه که انگاری فحش ناموسی بهش دادی اینقدر برخورد زشتی میکنه که.............................

خوب داری با ده نفر حرف میزنی ایرادی نداره ایراد این دروغیه که داری به طرف مقابلت میگی . ژست نجابت از موضوعاتیه که متاسفانه برای خانمها در جامعه ما بصورت یک عادت در اومده و در ضمن خط قرمز اونها رو در تبدیل شدن به یه خانم جلف خیلی محدود کرده. اونها فکر میکنن اگه بگن دوس پسر دارن یعنی جلفن اگه بلند بلند بخندن جلفن اگه تو خیابون با کسی دوس بشن جلفن اگه خدای نکرده با پسری که دوسش داشتن نزدیکی کردن که دیگه وا مصیبتا..............

بگذارین مثال دیگه ای براتون بزنم.

یکی از دوستای من با یه دختر خانمی آشنا بود و بعد از مدتی واسه اون خانوم  خواستگاری اومد و  اون خانوم تصمیم گرفت که باهاش ازدواج کنه بالطبع رابطه اون خانوم و دوست ما به پایان رسید تا اینکه دو سه ماه بعد یه روز تلفن خونه ما زنگ زد.آقایی اون طرف گوشی بود و خیلی مودبانه خودش رو معرفی کرد و گفت که خوستگار اون خانومیه که با دوست من آشنا بوده و حالا اومده به من تلفن زده که در مورد اون خانوم تحقیق بکنه و ببینه که آیا اون خانوم با دوست من رابطه  س ک س ی   داشته یا نه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

من که خیلی جا خورده بودم با ناراحتی بهش جواب دادم که این سوال زشت و رکیک چیه که داری از من میپرسی اول که من خبر ندارم و در ثانی یعنی اون خانوم هیچ حسن و یا نکته مثبتی نداره که تو بخوای اونو پیدا کنی و فقط این یه مورده که میخوای در موردش پرس و جو کنی ؟؟؟؟؟؟
واقعا به جای این سوالها ببین خونواده اش کیه خودش کیه اخلاقش چه طوریه خصوصیت های اخلاقیش رو پیدا کن دنبال این باش که اصلا میتونی یه عمر باهاش زیر یک سقف زندگی کنی یا............. خلاصه قصه به درازا کشید و من و اون پشت تلفن دعوامون شد و اون بدون اینکه بالاخره چیزی از این موضوع دستگیرش بشه گوشی رو گذاشت و ناپدید شد.منم به رفیقم تلفن زدم و داستان رو براش گفتم و تاکید کردم که به دوست سابقش تلفن بزنه و اونو از این ازدواج منصرف کنه اونم به سرعت این کار رو انجام داد و جوابی که اون دختر بهش داد....

-     ببین عزیزم همسر آینده من یه مهندسه که میتونه روزی خدا تومن پول در بیاره در ضمن خوناده اش تو بابل خیلی معروفن و جزو آدمهای معروف اون شهر به حساب میان .دلیلی نداره به خاطر این حرفای مزخرف تو و مانی اونو ول کنم .این ایرادشم بالاخره درس میشه!!!

استدلال من این بود که این مرد شکاکه و بدرد زندگی با اون دختر خانوم نمیخوره .چند سال بعد اون دوتا از هم جدا شدن و اون خانوم در سن سی سالگی داره نقش یه بیوه زنی رو بازی میکنه که باید برای ازدواج دوباره فقط به بیوه مردایی فکر کنه که دوتا بچه دارن و تو این فکرن که برای نگهداری از بچه هاشون یه پرستار و کلفت رایگان پیدا کنن.

چرا باید همیشه ب ک ا رت خانومها به عنوان یه مطاع گرانبها و یه امتیاز خیلی زیاد به آقایون عرضه بشه . چرا خانومهای ما نباید اونقدر به خودشون اطمینان و اعتماد به نفس داشته باشن که بتونن به جای  اون چیز مسخره شخصیت ادب تحصیل  و رفتار و منش شون رو به عنوان یه  امتیاز ارزشمند جایگزین کنن.

بگذارین قصه رو یه جور دیگه براتون بگم.

آقایون وقتی عاشق میشن اگه به قول معروف خیلی لر به غیرت باشن سعی میکنن جوانمردی کنن و به اون عشقشون دس نزنن و این کار رو با افتخار و جوانمردی برای همه رفقاشون  تعریف میکنن (احتمالا دوستان مذکر خواننده وبلاگ من این موضوع رو بارها بین حرفاشون با دوستانشون شنیدن و براشون آشنا به نظر میاد) ولی خوب میدونین اکثر خانومهای محترم این موضوع رو بین دوستان و رفقاشون چه جوری با تمسخر و خنده مطرح میکنن؟

-          نکبت عرضه نداره . بی بخاره. کاری ازش بر نمیاد. شانس ما رو می بینین تر و خدا.

وخیلی راحت با یکی دیگه آشنا میشن و به دوستاشون هم میگن:

-          اونو واسه دلم دارم و این یکی رو هم واسه عشق و حال!!!

یا مثلا وقتی دوس پسرشون اونا رو برای شام بیرون میبره یا برای اونها یه کادوی گرون قیمت میخره...........

-     آره بابا حسابی  پسره رو دودرش کردم . کلی تیغیدمش. گه خورده نکبت وظیفه شه . والا بخدا . دوس پسری  که نتونه  دوس  دخترشو  واسه  یه  شام  بیرون  ببره  یا یه کادوی  گرون  واسه اش بخره بدرد لای جرز میخوره!!!!!

و اینجوریه که بعضی خانوما خودشون رو خیلی ارزون میفروشن .و اونقدر در عالم هپروت سیر میکنن که فکر میکنن ...........................

یا اینکه تا حالا از خودتون پرسیدین  که چرا  وقتی از یه دختر خانوم میپرسین نویسنده مورد علاقه اش کی بوده  حتما یکی ار این چند نفر رو مثال میزنه؟

میلان کوندرا . گابریل گارسیا مارکز . عباس معروفی .....

و حتما هم جزو کتابهایی که میخونه از جزیره سرگردانی و ... اسم میبره .

ولی در عمل کتابهای فهیمه رحیمی و ر اعتمادی و بامداد خماره که سالهاست رکورد داره فروش کتاب در ایرانه . پس اینا رو کی میخونه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

در مورد موزیک هم داریوش ابی و گوگوش و همینطور سیاوش قمیشی و فرامرز اصلانی که مسلما در رد و بدل اطلاعات بین خانومه و آقایون حرف اول رو میزنن.

اما چرا جلال همتی و جواد یساری و همینطور عباس قادری تا این حد سی دی ها و کاست های پر فروشی دارن ؟چرا پر فروش ترین موزیک هایی که خیلی ها تو خلوتشون گوش میدن این موزیکای لاله زاریه .این نشون میده که خانومها در محیط بیرون خودشون رو خیلی با کلاس نشون میدن و در خفا .............

اگه خواستین صحت حرفای من رو امتحان کنین وقتی که دوس دخترتون خیلی شنگول و رو فرم بود در ضمن یه خورده هم روش تو روتون باز شده بود واسه اش آهنگ جلال و جواد و عباس بگذارین و ببینین چطوری آهنگ اونها رو از حفظ زیر لب زمزمه میکنه و باهاشون بشکن میزنه.............!!!!

باقیش باشه تا بعد ............

فکر کنم واسه یه هفته ام بد و بیراه درس کردم در ضمن این پست پایینی قسمت اول همین پسته که برای دوستانی که علاقه دارن بحث رو از اول مطالعه کنن و به علت فیلتر بودن وبلاگ قبلی موفق به انجامش نشدن میتونه جذاب باشه.

پس تا بعد


 
جمعه 18 خرداد ماه سال 1386
من و خودم

شاید سری کتابهای کمیک استریپ آستریکس و اوبلیکس رو خونده باشین .خیلی هاشونو داشتم ولی فکر کنم گم و گور شدن و تو اسباب کشی های مکرر و بی پایان یک مستاجر بیچاره !!  دود شدن و به هوا رفتن . نمیدونم چرا یهویی هوس کردم  بیام اینجا و یه جمله ای رو که اوبلیکس همیشه ورد زبونش بود و وقت و بی وقت میگفت رو......... همین جوری ها بی منظورها قصد و غرضی ندارم ها کسی ناراحت نشه ها ولی دوس دارم چند بار تکرار کنم:

 

بابا این رومی ها  دیوانه اند!!!!!

 

 

 یه آدم مشکل دار خود بزرگ بین !! خیلی خیلی خود بزرگ بین!!

 

تو محیط نت آدم با خیلی انسانهای  جور واجور با عقیده ها و رفتار متفاوت آشنا میشه و خیلی براش جالبه که اونها رو بشناسه باهاشون بیرون بره چند دفعه ای باهاشون صحبت کنه تلفنی صداشونو بشنوه و یا خیلی چیزهای دیگه . تا حالا از خودم براتون نگفتم  که کیم چیم چه میکنم چقدر درس خوندم چرا تا حالا ازدواج نکردم و..........اگر خیلی خیلی خیلی منو بشناسین فقط در این حد میدونین که 35 سال دارم مجردم از اهواز به تهران اومدم پدرم فوت کرده و جدیدا با وب سایت هفت گردون همکاری میکنم.

 البته یه خورده بیشتر از همکاری!!

من آدم راحتیم و تو بعضی جاها خیلی دست و دل باز و لارژ و ولخرج به نظر میام  و از اون طرف تو خیلی از موارد خیلی خسیس ونخون خشک عمل میکنم. به عنوان مثال وقتی  مسافرت میرم حاضر نیستم تو هتل های درجه دو اتراق کنم ولی از اون طرف هم حاضر نیستم واسه نهارم یه چلو کباب ده هزار تومنی بخورم این جزو خصوصیات اخلاقی منه و کاریش هم نمیتونم بکنم.علاوه بر اون خیلی  بسیار زیاد ترس از ارتفاع دارم وتا مجبورم نکنن سوار هواپیما نمیشم.و بالاخره اینکه چقدر بدم میاد از ادمهایی که بدون اینکه کسی رو دیده باشن و یا اونکه باهاش برخورد داشته باشن خیلی راحت راجع به شخصیتش نظر میدن و نقدش میکنن.

 

بهترین دوستای زندگیم از جنس مخالفم بودن و تقریبا میتونم ادعا کنم که این جنس از موجودات زنده رو به خوبی میشناسم و خیلی زیاد هم در این مورد ادعا دارم .همه اینا رو گفتم که برم سر اصل مطلب :

 بنظر من بد ترین نوع خانومها اونهایی هستن که دماغ بالایی دارن و علاوه بر اون خیلی مغرور و خود خواه تشریف دارن از همون هایی که به .. مبارکشون میگن پشت سر ما نیا چون ممکنه یه وقت هوس کنی بو بدی و آبروی من رو ببری.

خدا رحم کنه و اونجوری نشه که یه وقت اونها به جایی برسن یا اینکه خیال کنن به جایی رسیدن که دیگه خدا رو بنده نیستن مثلا تو جایی که کار میکنن مدیر بشن یا اینکه مثلا لیسانسشونو گرفاتن و تو خونه تمرگیدن و در شان خودشون نمیدونن که کار کنن و یه دفه خدا میزنه و اونا تو امتحان فوق لیسانس قبول میشن و اونوقته که وای وای وای وای وای...

-     هههههههههههههههه میدونین ... ادم باید کاری رو انجام بده که بهش علاقه داره دوسش داره واسه اش جون میده  من عمرا نمیرفتم با این جوجو بچه های لیسانس واستم کاری که تو شان من نیست رو انجام بدم.من همه اش منتظر همین قبولی فوق !! بودم که برم تهران و درسم رو ادامه بدم و اون جا کاری چیزی به طور نیم وقت .........

و خلاصه کلی از این دری بری ها بلغور میکنن و .....

ضربه خوردن این جور آداما تو مسائل عاطفی خیلی دیدنی و به قول خودمون جالب انگیز ناکه.وکلماتی که بعد از وقوع فاجعه پشت سر هم تکرار میکنن بسیار شنیدنی و خنده داره.مثلا:

-     اون از احساسات پاک من سو استفاده کرد. اون منو مثل یه دستمال کاغذی مچاله کرد و دور انداخت . من همه وجودمو در اختیارش قرار دادم اون گذاشت و رفت. سرم کلاه گذاشت . لیاقت منو نداشت .منو در عمل انجام شده قرار داد.

 

 

وقتی میخوان از سکسشون با طرف مربوطه صحبت کنن خیلی خجالت میکشن و رنگ میبازن و با بغض میگن که:

-  اصلا نمیدونستم کار به اینجا میکشه خیلی خودشو با شخصیت تر از این حرفا نشون داده بود و ....

انگاری که نمیدونستن که وقتی وارد خونه طرف میشن چی در انتطارشونه و اصلا انگاری فقط از این رابطه اون مرد پلید لذت برده و اونا هیچ منفعتی و لذتی نداشتن در حالیکه زیست شناسی ثابت کرده که بیشترین لذت جنسی در سکس رو خانومها میبرن نه اقایون !! . چه مرتیکه پلیدی که تنها تنها لذت میبره!!!

بهر حال یه خورده راجع به این آدما فکر کنین و اگر هم از خوندن این پست من خیلی هم  زورتون گرفت به دل نگیرین و به روی مبارک خودتون نیارین چون اگه بدل بگیرین معنی و ومفهومش اینه که شما هم از این تیپ خانومها هستین و مثل اونا فکر میکنین.

بهر حال آدم نمیشه که همیشه مطلب خنده دار بنویسه یه موقع هم هوس میکنه که گیر بده و راجع به این چیزا بنویسه  فعلا هم که وبلاگ من واسه شهرستانیا فیلتره و فقط بچه محل های دور و بر خودمون میتونن بیان و بخونن و حالشو ببرن منم که فعلا حال و حوصله اسباب کشی کردن رو ندارم هفته ای یه با آپ لود کردن که دیگه این حرفها رو نداره.

 

 

 دوس ندارم راجع اتفاقاتی که افتاده حرف بزنم و قصد ادامه بحث بی فایده رو هم ندارم نظرات من خلاصه میشه در همون چند کامنتی که پاسخ دادم و زیرشون یه خورده یادداشت نوشتم. همون توضیحاتی که تو پست قبلیم بود به اندازه کافی گویا و روشن بوده و نتیجه ای رو هم که میخواستم از اون حرفام بگیرم بدست اوردم .خیلی هم از اون چند تا  خواننده  فهیم و مودب وبلاگ خودم ممنونم

 که خودشونو تو اتفاقاتی که افتاده بود قاطی نکردن و شان خودشونو خیلی بالاتر از این دیدن که وقتی نمیدونن موضوع چیه و چرا همچین حرفهایی گفته شده بیان و موضعی به نفع یکی از طرفین بگیرن.

  به هر حال غیر از این چیزایی که گفتم  هر کس که از قول من یا به طرفداری من حرفی بزنه یا چیزی بگه از طرف من نیست و داره حرف بیخودی میزنه . من نه پشیمونم نه معذرت خواهی کردم نه خودمو سپر کردم نه فداکاری کردم  ونه نیازبه اون دارم که کسی بره اونجا و از من طرفداری بیخودی بکنه اگر یه خورده دقت کنین و حرفهایی رو که گفته شده با دقت مطالعه کنید همون  کامنت های وبلاگ گیلاسی در توجیح حرفهای من اونقدر جیغ میکشن که فریادشون تا پرشین بلاگ هم شنیده میشه.

ولی بهترین نظر البته به نظر من مربوط میشد به خانوم یا آقای شوک که عین نظر و جواب خودمو براتون میگذارم.:

 

 

 

شوک:

 

یکی مقاله های شما دو تا مانی و شما گیلاسی را نخونده باشه و بیاد این بحث ها را نگاه کنه . فکر می کنه دو نویسنده معروف  دارند حرف می زنند همچین می گید خوانند هام و سبک من و ....این چیزا که خودتون هم باورتون شده نویسنده هستید و مردم هم دارند برای نوشته هاتون سر و دست می شکنند و مونده  ازتون امضا هم بخوان .  واقعا که.......

پاسخ :
من که نه گفتم ادعایی هم ندارم برو به اونی که میگه همین حرفا رو بزن

یا حق

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 4082


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
من .......................! نمیدونم ولی فکر میکنم نوشته های هر کسی آیینه تمام نمای اون آدمه و بهتر از هر شرح و گفتاری میتونه اون آدمو نشون بده.
شناسنامه کامل من...